به گزارش شهرآرانیوز؛ ماجرای نگهداری گوسفند و مشکلات ناشی از آن، دو خانواده را در روستای قصر در حوالی مشهد، از دو سال قبل رودرروی یکدیگر قرار داده بود تا جایی که دوبار با هم درگیر شده بودند. در این میان، عروس یکی از این خانوادهها از همسرش جدا میشود و یکی از برادرهای خانواده مقابل به خواستگاری عروس مطلقه رفته و با او ازدواج میکند.
این اقدام شبیه پاشیدن بنزین روی آتش، اختلافها را شعلهور میکند. این اختلافات بدون تلاشی برای حلوفصل ادامه داشته تا اینکه به شامگاه بیستوهشتم مهرماه میرسد و چند جوان از دو خانواده مقابل یکدیگر صفآرایی کرده و یکی از این افراد با شلیک وینچستر، جوانی از طرف مقابل را به قتل میرساند و متواری میشود.
در ادامه با دستگیری متهم، دیروز این مرد سیونه ساله به دستور قاضی وحید خاکشور، بازپرس ویژه قتل عمد دادسرای عمومیوانقلاب مشهد، به روستای قصر بازگردانده شد تا صحنه جنایت را بازسازی کند.
متهم، دیروز با هدایت گروهی از افسران پلیس آگاهی مشهد و مأموران یگانویژه خراسانرضوی با دستور مقام قضایی به روستای قصر منتقل شد. سرهنگ محمد مرادی، افسر رسیدگی به پرونده، پس از باز کردن دستبند از دور مچهای متهم و توضیح اولیه آنچه رخ داده بود، صحنه را برای بازسازی مهیا کرد.
متهم، خودش را «حسین آ» معرفی کرد و با صراحت به قتل «خلیل. چ» چهلوشش ساله در روستای قصر اعتراف کرد. او پس از بازگویی ریشه اختلافاتشان که به نگهداری گوسفند و بیاحترامی به بزرگترها و همچنین ازدواج برادرش مهرداد با همسر سابق یکی از برادران مقتول برمیگشت، به دستور قاضی خاکشور ماجرای آن شب سیاه را بازگو کرد.
حسین آن شب به همراه امیرمحمد، پسرش، پس از تعطیلی مغازه راهی خانهشان در روستای قصر میشوند. در بین راه یکی از زنهای روستا را میبینند که آن موقع شب (حدود ساعت ۲۱) منتظر وسیلهای بوده تا به خانهاش بیاید. آنها زن را سوار کرده و وارد روستا میشوند.
راننده خودروی مگان، وقتی از جلوی خانه مادر مقتول میگذرد، متوجه میشود که در خانه آنها باز است. حسین خودرو را نگه میدارد تا زن پیاده شود، در همین لحظه ناگهان با خلیل (مقتول) که در حیاط خانه بوده است، چشمدرچشم میشود. خلیل به نگاههای او اعتراض میکند و از او میخواهد تا پیاده شود.
متهم به قتل با جابهجایی خودرو، از آن پیاده میشود که متوجه چوب در دست خلیل و برادران و خواهرزادهاش میشود و به گفته خودش بارانی از سنگ نیز از داخل حیاط به سمتش میبارد و او را وادار میکند که به خودرو برگردد و از محل برود.
این متهم به قتل که دو سال قبل از فرد جانباختهای به نام «ممد سیاه» یک اسلحه شکاری وینچستر و کلت کمری خریده بود و آنها را در خانهاش نگهداری میکرده است، به خانهاش میرود و پس از برداشتن وینچستر پای پیاده به محل درگیری برمیگردد. مقتول و اطرافیانش با دیدن حسین از خانه بیرون میآیند که متهم بدون تأمل اقدام به تیراندازی سه گلوله وینچستر بهسمت آنها میکند. ساچمههای داغ گلوله به پیکر مقتول نشسته و او را به داخل خانه مادرش پرت میکند که همانجا کشته میشود.
با بلندشدن صدای شلیک گلولهها همزمان با بیرون آمدن اهالی، اطرافیان مقتول وارد خانه میشوند و متهم به سرعت به سمت خانه رفته و برای اینکه اسلحه کلت دست دیگری نیفتد آن را برداشته و سوار خودرو شده تا فرار کند.
تماس ناگهانی خواهرش که به او خبر میدهد خانواده همسایه درحال شکستن شیشههای خانه هستند و میخواهند وارد شوند، موجب میشود تا او از نیمه راه برگردد و با دیدن مهاجمان اقدام به تیراندازی هوایی با کلت میکند و بعد همراه برادر و پسرش از محل متواری میشوند. در سهراه قصر او برادر و پسرش را با این استدلال که شما کاری نکردهاید که قصد فرار دارید، از خودرو پیاده میکند و خودش بهتنهایی سراغ رضا، یکی از دوستانش میرود و اسلحهها را تحویل او میدهد تا برایش نگه دارد. البته این فرد نیز متواری است و هنوز تفنگها کشف نشده است.
متهم به قتل در پاسخ به اینکه پس از اینکه دفعه اول از محل دور شدی چرا برگشتی با بیان اینکه کاش برنمیگشتم و اشتباه کردم، مدعی شد که به قصد درگیری برگشتم ولی میخواستم تیرهوایی بیندازم و آنها را بترسانم و قصدم کشتن نبود و حالا هم پشیمانم.
در ادامه، صحنه جنایت از زوایای مختلف بازسازی شد و متهم تمام زوایای صحنه را تشریح کرد و توضیح داد تا هیچ نکته ناگفتهای در این پرونده جنایی باقی نماند.